➖امام زمان «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» هنگام ظهور از کجا میدانند که دیگر خطری برای جان مبارکشان وجود ندارد؟
🔺«فَإِنْ قِيلَ: بِأَيِّ شَيْءٍ يُعْلَمُ زَوَالُ الْخَوْفِ وَقْتَ ظُهُورِهِ؟ أَ بِالْوَحْيِ مِنَ اللَّهِ؟ فَالْإِمَامُ لَا يُوحَى إِلَيْهِ؛ أَوْ بِعِلْمٍ ضَرُورِيٍّ؟ فَذَلِكَ يُنَافِي التَّكْلِيفَ؛ أَوْ بِأَمَارَةٍ تُوجِبُ غَلَبَةَ الظَّنِّ؟ فَفِي ذَلِكَ تَغْرِيرٌ بِالنَّفْسِ. قُلْنَا عَنْ ذَلِكَ جَوَابَانِ:
أَحَدُهُمَا: أَنَّ اللَّهَ أَعْلَمَهُ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ، وَ أَوْقَفَهُ عَلَيْهِ مِنْ جِهَةِ آبَائِهِ زَمَانَ غَيْبَتِهِ الْمَخُوفَةِ وَ زَمَانَ زَوَالِ الْخَوْفِ عَنْهُ؛ فَهُوَ يَتَّبِعُ فِي ذَلِكَ مَا شُرِعَ لَهُ وَ أُوقِفَ عَلَيْهِ. وَ إِنَّمَا أُخْفِيَ ذَلِكَ عَنَّا لِمَا فِيهِ مِنَ الْمَصْلَحَةِ، فَأَمَّا هُوَ فَعَالِمٌ بِهِ لَا يَرْجِعُ إِلَى الظَّنِّ.
وَ الثَّانِي: أَنَّهُ لَا يَمْتَنِعُ أَنْ يَغْلِبَ عَلَى ظَنِّهِ بِقُوَّةِ الْأَمَارَاتِ بِحَسَبِ الْعَادَةِ قُوَّةُ سُلْطَانِهِ، فَيَظْهَرُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ يَكُونُ قَدْ أُعْلِمَ أَنَّهُ مَتَى غَلَبَ فِي ظَنِّهِ ذَلِكَ وَجَبَ عَلَيْهِ؛ وَ يَكُونُ الظَّنُّ شَرْطاً وَ الْعَمَلُ عِنْدَهُ مَعْلُوماً، كَمَا نَقُولُهُ فِي تَنْفِيذِ الْحُكْمِ عِنْدَ شَهَادَةِ الشُّهُودِ، وَ الْعَمَلِ عَلَى جِهَاتِ الْقِبْلَةِ بِحَسَبِ الْأَمَارَاتِ وَ الظُّنُونِ، وَ إِنْ كَانَ وُجُوبُ التَّنْفِيذِ لِلْحُكْمِ وَ التَّوَجُّهِ إِلَى الْقِبْلَةِ مَعْلُومَيْنِ. وَ هَذَا وَاضِحٌ بِحَمْدِ اللَّهِ.
وَ أَمَّا مَا رُوِيَ مِنَ الْأَخْبَارِ مِنِ امْتِحَانِ الشِّيعَةِ فِي حَالِ الْغَيْبَةِ وَ صُعُوبَةِ الْأَمْرِ عَلَيْهِمْ وَ اخْتِبَارِهِمْ لِلصَّبْرِ عَلَيْهِ، فَالْوَجْهُ فِيهَا الْإِخْبَارُ عَمَّا يَتَّفِقُ مِنْ ذَلِكَ مِنَ الصُّعُوبَةِ وَ الْمَشَاقِّ؛ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى غَيَّبَ الْإِمَامَ لِيَكُونَ ذَلِكَ! وَ كَيْفَ يُرِيدُ اللَّهُ ذَلِكَ؟ وَ مَا يَنَالُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ جِهَةِ الظَّالِمِينَ ظُلْمٌ مِنْهُمْ وَ مَعْصِيَةٌ، وَ اللَّهُ لَا يُرِيدُ ذَلِكَ؛ ….»
🔸مرحوم علامه مجلسي:
«اگر گفته شود: به چه وسیلهای [امام] زمانِ زوالِ خوف را هنگام ظهورش میداند؟ آیا با وحی از جانبِ خداوند؟ [این ممکن نیست] زیرا به امام وحی نمیشود.
یا با علمِ ضروری [یقینِ قطعی]؟ که این با اصلِ “تکلیف” منافات دارد [زیرا تکلیف مستلزمِ اختیار و عدم اجبار است].
یا با نشانهای که موجبِ “گمانِ غالب” شود؟ که در آن صورت، [به دلیل احتمال خطا]، خود را به مهلکه افکندن [تغریر] است.
پاسخ میدهیم که در این باره دو جواب داریم:
پاسخ نخست: خداوند این امر را بر زبانِ پیامبرش به او آموخته و از طریقِ پدرانش او را بر زمانِ غیبتِ خوفناک و زمانِ زوالِ خوف آگاه کرده است؛ بنابراین او در این امر، پیروِ آن چیزی است که برایش تشریع شده و بدان آگاه گشته است.
و تنها نکته این است که [زمان دقیق] برای ما مخفی مانده است، چرا که در آن مصلحتی وجود دارد؛ اما خودِ او به آن آگاه است و به گمان [و حدس] متکی نیست.
پاسخ دوم: ممتنع نیست که [امام] بر اساسِ قراینِ قوی و بر حسبِ عادت، [به فراهم بودن شرایط] گمانِ غالب پیدا کند که قدرتِ او [برای قیام] کافی است، پس در آن هنگام ظهور میکند.
و این [آموزش] به او داده شده که هرگاه چنین گمانی پیدا کرد، [قیام] بر او واجب میشود؛ در اینجا “گمان” شرطِ [وقوع] است، اما اصلِ “عمل” [و وجوب قیام] نزد او امری معلوم و قطعی است؛ درست همانطور که ما درباره “اجرای حکم قضایی به شهادتِ شهود” یا “تعیین جهت قبله به وسیله امارات و گمانها” میگوییم؛ هرچند که اصلِ “وجوبِ اجرای حکم” و “وجوبِ توجه به قبله” اموری قطعی و معلوم هستند. و این با حمدِ خدا واضح است.
و اما آنچه در روایات درباره “امتحانِ شیعه در حال غیبت”، “دشواریِ امر بر آنها” و “آزمایشِ آنان برای صبر” وارد شده است؛ وجهِ آن، خبر دادن از دشواریها و مشقتهایی است که در این دوران رخ میدهد.
زیرا [نمیتوان گفت] خداوند متعال امام را غایب کرد تا آن مشکلات رخ دهد؛ چرا که چگونه ممکن است خداوند آن [ظلمها] را بخواهد؟
آنچه از سوی ظالمان به مؤمنان میرسد، ظلم و معصیتِ خودِ آنان است و خداوند چنین چیزی را نمیخواهد.
بلکه علتِ غیبت، همان “خوف” است که پیشتر گفتیم؛ و [ائمه] خبر دادند که در این دوران چه پیش میآید و مؤمن چه ثوابی برای صبر بر آن و تمسک به دینش تا زمانی که خداوند فرج را حاصل کند، خواهد داشت.»
📚بحار الانوار ج 52 ص100
ویژگیهای همنشین خوب
🔺عن رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَالَتِ اَلْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ اَللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ؟ قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اَللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي اَلْآخِرَةِ عَمَلُهُ.
🔸رسول خدا(صلّى الله عليه و آله) فرمود:
حواريون به عيسى(عليه السّلام) گفتند:يا روح الله با چه کسی مجالست كنيم؟
فرمود: با كسى كه ديدنش شما را به ياد خدا آرد و گفتارش به علم شما بيفزايد و كردارش شما را به آخرت تشويق كند.
📚:الکافی، ج۱،ص۳۹
حمايت از توليد ملي
یکی از اساسیترین روشهای مقابله با نفوذ و استعمار دشمنان و تحریمهای اقتصادی، حمایت از تولید ملّی میباشد كه موجب تقویت و شکوفایی اقتصاد ملّی میگردد. رونق تولید داخلی و کاستن از واردات که میتواند به افول و رونق کم و توقّف واحدهای تولید داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان شود. افزایش بهرهوری در تولید، کاهش قیمت تمامشده تولید، کیفیّت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولید خارجی و کاهش واردات و حمایت از تولید ملّی، از عوامل مهمّ تحرّک و رونق اقتصاد داخلی میباشد.
بنابراين با حمايت از توليد داخلي نه تنها مي توان تحريم هاي اقتصادي را پشت سر گذاشت بلكه سبب اشتغال زايي وارتقاي سطح كيفي محصولات داخلي شده ودرنتيجه اينهاكاهش قيمت محصول دركنار خدمات رساني بهتر آن، سبب ترغيب بيشتر مردم به سوي اين محصولات مي گردد.
مهدويت
توسل به قمر بني هاشم (ع)
از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(1)
(1) توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160
محرم
محرم در راه است ..
چشم هاي به خون نشسته مولا را بيشتر خون نكنيم ….
بياييد حواسمان بيشتر به اعمالمان جمع باشد…
محرم در راه است….
ياعلي..